
در بخش چاپ، لامپهای UV که نمیتوانند به درستی کار کنند، تنها باعث توقف فرآیند چاپ نمیشوند؛ بلکه منجر به هدر رفتن منابع، افزایش مصرف سولوانتها و همچنین تلاشهای بیفایده برای انجام عملیات چاپ میشوند. اغلب، مشکل فقط مربوط به خود لامپ یا مکانیزم فعالسازی آن نیست؛ بلکه مشکل در تطابق این دو عنصر با یکدیگر است. من صدها بار این وضعیت را دیدهام: مثلاً استفاده از مکانیزم فعالسازی مناسب برای لامپ ۲۰۰ واتی، در حالی که لامپ مورد استفاده ۱۲۰ واتی است؛ یا قرار دادن لامپ با قوس بلند در محفظهای که منتظر قوس کوتاه است. نتیجه این کار، تلاشهای مکرر برای روشن شدن لامپ، فرسودگی الکترودها و خرابی زودهنگام لامپ است.
از نظر الکتریکی، چه چیزی مهم است؟ لامپهای UV برای کشت میکروبها و خشک کردن مواد، نیاز به سیستم الکتریکی مناسبی دارند. در مورد لامپهای بخار جیوه، مکانیزم فعالسازی باید بتواند ولتاژ لازم برای روشن شدن لامپ را ایجاد کند؛ معمولاً این ولتاژ بین ۳ تا ۵ کیلوولت است. در عین حال، باید جریان الکتریکی کنترل شود تا از فرسودگی الکترودها جلوگیری شود. طول قوس باید با چگالی توان مطابقت داشته باشد؛ یک قوس ۱۵۰ میلیمتری در حالت ۱۲۰ وات بر سانتیمتر، مانند یک قوس ۲۰۰ میلیمتری در همان شرایط عمل نخواهد کرد.
خروجی طیفی لامپ توسط مواد موجود در لامپ تعیین میشود؛ برای خشک کردن کامل لایههای ضخیم جوهر، نیاز به طول موج ۳۶۵ نانومتر است؛ در حالی که برای خشک کردن سطحی، نیاز به طول موج ۳۸۵ تا ۴۰۵ نانومتر است. شدت تابش و دوز تابش (میلیجول بر سانتیمتر مربع) به توان لامپ، کارایی بازتابندهها و مدت زمان استفاده از لامپ بستگی دارد. یک سیستم ۱۲۰ وات بر سانتیمتر، شدت تابش حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیوات بر سانتیمتر مربع خواهد داشت.
چرا تطابق لامپ و مکانیزم فعالسازی آن برای هر نوع چاپخانه متفاوت است؟ چاپخانههای افست، فلکسو، اسکرین و گراوور، همگی از جوهرهایی با خواص متفاوت استفاده میکنند و سرعت چاپ آنها نیز متفاوت است. بنابراین، لامپها و مکانیزمهای فعالسازی آنها باید متناسب با نوع کار تنظیم شوند. برای فیلمهای نازک افست، از لامپهای ۶۰ وات بر سانتیمتر استفاده میشود؛ برای فیلمهای فلکسو با رنگهای غلیظ، از لامپهای ۱۲۰ وات بر سانتیمتر استفاده میشود؛ و برای فیلمهای اسکرین با لایههای ضخیم، از لامپهای ۲۰۰ وات بر سانتیمتر استفاده میشود.
اگر این تطابق صحیح انجام شود، روشن شدن لامپ به سرعت اتفاق خواهد افتاد، خروجی لامپ پایدار خواهد بود و انرژی مورد نیاز برای خشک کردن مواد نیز یکنواخت خواهد بود. در این صورت، تعداد محصولات ناقص کمتر خواهد شد، مصرف انرژی کاهش خواهد یافت و عمر لامپ نیز حدود ۸۰۰ ساعت خواهد بود.
واقعیتهایی که اگر نادیده گرفته شوند، مشکلات زیادی ایجاد میکنند: نصب لامپها به صورت ساده و بدون نیاز به تنظیمات خاص، امکانپذیر نیست. باید نوع کانکتور، طول سیمها و قطبیت لامپها را بررسی کرد. استفاده از بازتابندههای بدون ازن نیز باعث تغییر بار حرارتی میشود؛ بنابراین، جریان هوا باید تنظیم شود. گرمای بیش از حد نیز باعث از بین رفتن پایداری طیفی لامپ و کوتاه شدن عمر آن میشود.
برای اندازهگیری خروجی لامپ، باید از رادیومتر استفاده کرد؛ هرگز نباید از حسی برای اندازهگیری استفاده کرد. اگر مکانیزم فعالسازی لامپ ثابت باشد و نیاز به تعویض لامپ باشد، باید طول قوس، چگالی توان و ولتاژ لازم برای روشن شدن لامپ را تنظیم کرد. همچنین، نباید از الگوهای قوس کوتاه و بلند در یک بازتابنده استفاده کرد.